
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
Views: 9,434
12 ratings
|
Added: 8 months ago
Views: 19,923 66 ratings برای دیدن مجمعه کامل به ادامه مطلب بروید |
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
اما مهمترین اثر کوشکین که یکی از محبوبترین قطعات گیتار کلاسیک میباشد و در رپرتوار اکثر نوازندگان برای اجرای صحنه ای دیده میشود Usher-Waltzمیباشد. قطعه ای با موزیکی متفاوت از انچه تابحال بر روی گیتار شنیده شده است . هارمونیک های وهم انگیز که در حول گام
لامینور به صدا در می آیند پیتزیکاتوهایی که هر یک نشان دهنده داستان قطعه میباشند .

[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
هنر موسیقی شنیدن

غالبا کسانی که به موسیقی هنری آشنائی ندارند گمان می کنند از وهله اول باید از آن لذت ببرند . اما چون ابتدا چیزی جز یک مشت اصوات ناهنجار و گوش خراش درک نمی کنند از آن متنفر میشوند و دیگر حاضر به شنیدن مجدد نیستند.در موسیقی علمی باید فکر و احساس هر دو برای شنیدن آماده باشد در حالی که موسیقی سبک(پاپ یا فولکلور) را با احساس تنها میتوان درک کرد.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
عکسهایی که در ادامه مشاهده خواهید کرد برگرفته از کتاب دکتر Jameson با عنوان بازتوانی اندام های آسیب دیده میباشد که در آن تمریناتی کششی برای بازسازی عضلات آسیب دیده و همچنین از سوی دیگر پیشگری از آسیب های احتمالی داده شده است

[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
مرگ یک افسانه
در همین روزهای نوروزی ما، یک خواننده افسانه ای کوبا در سن نزدیک به هشتاد و نه سالگی در هاوانا درگذشت. حتی اگر کسی نام این چهره ی نامدار موسیقی سرزمین موسیقی و رقص را تا همین دو سال پیش نشنیده بوده باشد، پس از به پرده رفتن فیلم مستند-داستانی "موسیقی کوبائی" که نام یکی از مطرح ترین فیلمسازان آلمانی، "ویم وندرس" را به عنوان تهیه کننده اجرائی در کارنامه اش دارد، و همین سال پیش در بسیاری از جشنواره های جهانی توجه بسیاری جلب کرد، دیگر باید این نام را جائی شنیده باشد؛ و او کسی نیست جز "پیو لِیبا".

[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
آغاز و پایان یک بامدادِ سبز
چند باری از «پابلو میلانِس»، ترانهسرا، آهنگساز، نوازنده و خوانندهی نامدار کوبائی برایتان نوشتهام و برخی ترانههایش را که با خوانندگان معروف دیگر کشورهای آمریکای لاتین، به صورت دو صدائی اجرا کرده را همراه با برگردان فارسیاشان در این صفحه آوردهام. حالا هم یکی دیگر از ترانههای بسیار معروف او را که با همصدائیِ «کائتانو بلوسو»، آهنکساز و خواننده نامدار برزیلی اجرا کرده است را برایتان میآورم، البته به همراه برگردان فارسی آن.
یادتان باشد آنکه با خواندن بند اول، ترانه را آغاز می کند «بلوسو» است و «میلانِس» در بند دوم به او میپیوندد.

[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
نکاتی جالب درباره سگوویا

آیا میدانستید Igor Stravinsky آهنگساز مشهور می خواسته قطعه ای برای آندرس سگوویا ( پدر گیتار کلاسیک ) بسازد و سگوویا به وی گفته که بهیچ وجه انرا اجرا نخواهد کرد؟
برخی از جوایز وی در دوران حیات:
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
بیوگرافی یانی

ياني، آهنگساز بزرگ يوناني است كه قطعات كلاسيكش همراه با اركستر خود كه مجمعي از نوازندگان مختلف كشورهاي دنياست، تبديل به يكي از بهترين اركسترهاي دنيا شده است.ياني تاكنون در كشورهاي مختلف دنيا چون شهر ممنوعه چين، آكروپليس يونان و بناي تاج محل هند كنسرت اجرا كرده كه با استقبال شديدي همراه شده است
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
۱۰ آلبوم برتر سال ۲۰۰۷، به انتخاب رولينگ استون
جمعه - ۲۸ دی ۱۳۸۶
روزهای پايانی سال ميلادی، همواره برای هواداران موسيقی فرصتی است تا با کاویدن بهترين های مجلات و منتقدهای گوناگون، آلبوم های سال را مرور کنند و در لا به لای اين فهرست ها، آثاری که احيانا از زير چشمشان رد شده را کشف کنند.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
دربارهي زندگي و آثار تام ویتس
بسیاری از هنرمندان سعی میکنند نامتعارف و منحصربهفرد باشند، اتفاقي كه برای «تام ویتس» (Tom Waits) بهصورت طبیعی رخ دادهاست.او به عنوان یک موسیقیدان، در لیگی متعلق به خودش بازی ميكند. نواختن آهنگهایش هنوز هم خیلی عجیب و نامتعارف به نظر میرسد، در حاليكه صدای خشدارش اثر مطلوبی در آهنگهایی که دارای لایهای مخفی از غم هستند گذاشتهاست
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
اگر برنامهريزى اجراى اين كنسرت با موفقيت پيش رود،
دىبرگ اولين خواننده غربى پاپ خواهد بود
كه بعد از انقلاب اسلامى، در ايران بر روى صحنه میرود.


كريس دى برگ
كريسدىبرگ، خواننده ايرلندى
چندى پيش همراه گروه آرين قطعهاى اجرا كرده است كه به زودى روانه بازار خواهد شد.
آهنگ اين قطعه ساخت دىبرگ است و شعر آن با مضمون "صلح وآزادى"
همراه با ترجمه فارسى گروه آرين، بصورت دو صدايى اجرا شده است.
مدير هنرى گروه آرين، محسن رجبپور كه برنامهريزى كنسرت دىبرگ در ايران را برعهده دارد
در گفتگو با خبرگزارى فارس اعلام كرد،
كريسدىبرگ قطعاتى را همراه گروه آرين و قطعاتى را به تنهايى اجرا خواهد كرد.
از آنجايى كه پيشبينى مىشود اين كنسرت با استقبال زيادى مواجه خواهد شد،
برنامهريزان تصميم دارند به جاى سالنهاى سرپوشيده، از محوطه باز براى اجرا كنسرت استفاده كنند.
دىبرگ پنجاه و نه ساله كه نام كامل او كريستوفر جان ديويسون است،
تا كنون شانزده آلبوم موسيقى منتشركرده كه بيش از چهلوپنج ميليون نسخه فروش رفتهاند.
از محبوبترين آهنگهاى او مىتوان به "ليدى اين رد" The Lady In Redاشاره كرد.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]

The Best of Ottmar Liebert, Volume 1
Release Date: March, 2001
Label: Higher Octave Music
Artist: Ottmar Liebert
Album: Barcelona Nights: The Best of Ottmar Liebert, Volume 1
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
ناخنها در باره سلامتی چه می گویند
یکی از مهمترین نکاتی که یک نوازنده ای که با ناخن به نوازندگی میپردازد حفاظت از ناخن هایش میباشد . مقاله ای مفید ی در سایت فریا در این باره درج شده است که در اختیار شما علاقمندان قرار میگیرد. در مطالب اتی نکات بسیار جالبی در زمینه فرمهای مختلف ناخن درنوازدگی گیتار کلاسیک و فلامنکو بیان خواهد شد..
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
متالیکا نماد شیطان پرستی !
مدتهاست که در جامعه موسیقی مخالفتهای بسیاری با موسیقی راک میشود و این جریان در این چند سال شدت یافته است. خبرگزای فارس در مطلبی واقعا عجیب به نقد و بررسی گروههای مختلف سبک راک پرداخته است.که در این قسمت بخشهایی از این مطلب در سایت قرار میگیرد(با بی طرفی و تنها در جهت خبررسانی ازاد ) و شما میتوانید نظرات خود را در انتهای متن قرار دهید.خبرگزاري فارس: حاملان شيطانگرايي در ايران، مظاهر شيطانپرستي (دروزيها و گنوسيها و…) سبكهاي موسيقي شيطاني متاليكا و تبيين فعاليت گروههاي شيطانپرست در داخل كشور عناوين آخرين قسمت اين گزارش است.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
معرفی سایتی مرجع در زمینه نت اتودهای معروف
یکی از سایتهای دانلود نت سایت eythorsson میباشد که زمانی مرجعی بود برای دانلود نت هرچند در حال حاضر سایتهای بسیاری در این زمینه فعال میباشند که در این سایت بسیاری از آنان معرفی شده و در قسمت بانک نت گیتار سایت نیز این سایتهای مرجع ذکر شده اما شاید بتوان گفت بسیاری از این سایتهای تنظیمات خوبی از قطعات را در سایت قرار نمیدهند . و یکی از مهم ترین مشکلات نوازندگان حرفه ای گیتار در ایران نداشتن نت هایی با تنظیمات خوب می باشد.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
افسون بروس اسپرینگستین
بروس اسپرینگستین یکی از زیباترین و سادهترین آلبوم هایش را به تازگی با عنوان «افسون» به بازار فرستاد. آهنگها ملودیک هستند و ملودیها رمانتیک. مثل همیشه بروس اسپرینگستین داستان میگوید.مثل همیشه، داستان آدمهای متوسط الحال ِآمریکایی که با سادگی و بردباری و طاقت، جان میکنند اما در قمار ِخوشبختی آمریکایی سرانجام بازنده میشوند.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
نگاهی به آلبومها و فعالیتهای مارک نوفلر، گرداننده گروه پرآوازه دایر استریتز
مارک نوفلر، خواننده و گرداننده گروه اسطورهای دایر استریتز مدتهاست که به شکل سولو فعالیت دارد و به تازگی هم آلبومی جدید منتشر کرده است. آرش سبحانی از گروه محبوب کیوسک از ویژگیهای نوفلر سخن میگوید.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
نگاهی به آلبومها و ویژگیهای گروه پرآوازه «پلیس
یکی از رویدادهای مهم عالم موسیقی در سال جاری بازگشت گروه پرآوازه «پلیس» به صحنه بود؛ گروهی که در طول عمر نسبتا کوتاهاش، با انتشار پنج آلبوم توانست ردپایی عمیق از خود در دنیای پاپ و راک به جای بگذارد.گروه اسطورهای The Police که یکی از موفقترین و محبوبترین گروههای اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد میلادی، محسوب میشود. هیچگاه بطور رسمی از هم نپاشید.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
صد آلبوم برتر راك تاريخ موسيقي معرفي شدند
سايت AVRev.com فهرستي از صد آلبوم برتر راك تاريخ موسيقي را منتشر كرده و آلبوم “نيمه تاريك ماه” گروه “پينك فلويد” صدرنشين اين فهرست شده است.سايت http://www.AVRev.com با معرفي صد آلبوم برتر راك تاريخ موسيقي، براي اهداي مجموعه اين صد آلبوم به بازديدكنندگان اين سايت نيز قرعه كشي به راه انداخته است.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
Filomena Moretti

فیلومنا مورتی یکی از نوازندگان محبوب وشناخته شده در ایران میباشد شاید عمده محبوبیت وی حاصل نمایش کنسرتهای وی از تلویزیون Mezzo فرانسه میباشد . که بسیاری به اشتباه وی را نوازنده ای فرانسوی قلمداد میکنند. مورتی در سال 1973 در شهر Sassariایتالیا بدنیا امد ..
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
ارمیک
نام آرميک برای همه نوازندگان گيتار و بسياري از مردم آشناست چه آن زمان که نوای گيتار او روح بخش و غنای آثار خوانندگانی چون شهيار قنبری بود و چه زمانی که همه دنيا او را بعنوان گيتاريستی مطرح با سبکی مخصوص به او شناختند.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]

جشن سنتی Zambomba Flamenca در Jerez (Cádiz).
در اندلوسیا نمیتوان از جشنهای مذهبی کریسمس به سادگی گذشت جشنی با اصالت و مردمی که موسیقی فلامنکو نیز در بطن این جشن وجود دارد. این جشن که معمولا در گذشته در حیاط یکی از اهالی محل برگزار می شد و همراه با رقص و آواز بود را به اصطلاح zambombas مینامند و این بخاطر این است که مردم اندلس کریسمس را با به صدا در اوردن وسایلی مانند زدن دایره و زنگوله و بهم زدن قاشق و ایجاد صداهایی از این قبیل جشن میگیرند.
[برای دیدن ادامه کلیک کنید.]
کتاب اموزش گیتار باس
در این قسمت دو کتاب آموزشی گیتار باس بصورت E.Book برای دانلود در اختیار علاقمندان به گیتار باس قرار میگیرد. مجموعه اول : bass for beginners مجموعه دوم : slap style techniques 4 bass
شاید بسیار سخت باشد تا در شیوه اموزش گیتار باس کسی از متدهای آموزشی Beaver Felton استفاده نکرده باشد.وی در سال 1956 در ایالت جورجیا امریکا
بدنیا آمد. و در سن 13 سالگی شروع به نوازندگی گیتار باس نمود و دوران نوجوانی خود را صرف بالا بردن مهارت خود در نوازندگی و اجرا با گروههای محلی نمود. اما وی همیشه از اینکه گیتار باس نقش کمرنگی در اجرا و قطعات داشت گله داشت.
که با این فکر سعی کرد تا نوازندگی گیتار باس را دچار تحولاتی نماید.
که پس از سالها تجربه در امر نوازندگی متدهای وی راهگشای بسیاری از نوازندگان جوان میباشد.
که در این قسمت میتوانید یکی از کتابها را دانلود نمایید:
bass guitar - slap style techniques 4 bass [music lessons]
کلیک کنید
و کتاب دوم :
bass for beginners
صوت: زيرو بم -ديناميك و رنگ
صداها هر روز گوش ما را آماج قرار مي دهند ، صداهايي مانند سروصداي عبور وسايل نقليه و بوق اتومبيل ها خنده كودك ، پارس سگ و ترنم باران . از راه اين صدا هاست كه هر چه را كه رخ مي دهد در مي يابيم ، براي برقراري ارتباط با محيط خود به صداها نياز داريم .
با گوش دادن به گفتار ، فرياد و صداي خنده ديگران ،آموخته ايم كه دريابيم آنها به چه مي انديشند و چه احساسي دارند. اما سكوت و نبود صدا نيز مي تواند گويا باشد . هنگامي كه هيچ صدايي در خيابان نمي شنويم ، مي فهميم كه اتومبيلي نمي گذرد .
هنگامي كه كسي پاسخ پرسشي را نمي دهد ويا جمله اي را ناتمام مي گذارد ، توجهمان بي درنگ جلب مي شود و از سكوت او برداشتي مي كنيم .
صداها ممكن است به گوش ما خوشايند يا ناخوشايند باشند . خوشبختانه مي توانيم حواسمان را به صداهايي خاص معطوف كنيم و آنهايي را كه برايمان جالب نيستند نا شنيده بگذاريم . در يك مهماني ، اگر بخواهيم مي توانيم صداي كساني را كه نزديكمان هستند ناشنيده بگيريم و توجهمان را به گفتگويي كه در آن سوي اتاق جريان دارد معطوف كنيم .
شايد مقصود جان كيج (1992-1912 )در اثرش با عنوان چهار دقيقه و سي و سه ثانيه ،كه در آن پيانيست به مدت 4دقيقه و 33 ثانيه در برابر پيانو نشسته و هيچ چيز نمي نوازد ، نماياندن همين نكته باشد . سكوت شنوندگان را وامي دارد تا متوجه تمام سرو صداهاي محيط يا صداهايي شوند كه خود پديد مي آورند . به تعبيري شنوندگان اين قطعه را مي آفرينند .
براي درك اين تاثير، به صداهايي كه در همين لحظه سكوت پيرامون شما را انباشته است گوش دهيد .
صداهايي كه مي شنويم چه هستند؟ صوت چيست؟ چه چيز آن را پديد مي آورد و ما چگونه آن را مي شنويم . صوت با نوسان يك شيء،مانند ميزي كه بر آن مشت كوبيده يا سيمي كه بر آن زخمه زده شده باشد ، پديد مي آيد . نوسان ها از راه يك واسطه ، به طور معمول هوا ، به گوش ما منتقل مي شوند.
بر اثر اين نوسان ها پرده گوش به نوسان در مي آيد و پيام هاي عصبي يا سيگنال هايي به مغز گسيل مي شوند . در مغز ، پيام هاي عصبي دستچين ، منظم و تفسير مي شوند . موسيقي بخشي از اين جهان صوتي، و هنري است مبتني بر نظام اصوات در قالب زمان .
موسيقي را از راه شناخت چهار ويژگي بنيادي صداهاي موسيقايي ، يعني : زيـرو بم ( ارتفاع صوت ) ، ديناميك (شدت صوت ) ، رنگ صوتي ( طنين صوت ) و كشش (مدت تداوم صوت ) ، صداهاي ديگر متمايز مي سازيم . اكنون به بررسي سه ويژگي نخست صداهاي موسيقايي مي پردازيم .
زيرو بم يا ارتفاع صوت
ارتفاع زير يا بم بودن هر صوت نسبت به ديگر اصوات است . بي ترديد متوجه شده ابد كه اغلب مردان با صدايي بم تر از زنان و كودكان صحبت مي كنند و آواز مي خوانند . هنگام خواندن يك ترانه نيز واژه ها نسبت به يكديگر با زيرو بم هاي متفاوتي ادا مي شوند .
گفتار بدون زير و بم خسته كننده است و بدتر آنكه بدون صداهاي زير و بم گوناگون ، موسيقي به معنايي كه مي شناسيم وجود نخواهد داشت . زير و بم صداها با بسامد نوسان هاي آن تعيين مي شود. هر چه نوسان تندتر، صدا زيرتر و هر چه كندتر باشد صدا بم تر خواهد بود .
بسامد نوسان بر حسب سيكل در ثانيه سنجيده مي شود . به طور عام هر چه شيء نوسان كننده كوچكتر باشد نوساني تندتر خواهد داشت و صداي حاصل از آن زيرتر خواهد بود . ازميان دو سيم كه درازاي متفاوتي دارند سيم كوتاه تر با زخمه زدن صدايي زيرتر ايجاد مي كند همانند سيم هاي كوتاه ويولون نسبت به سيم هاي طويل كنترباس .
صد صدايي كه داراي زيرو بم يا ارتفاع معين باشد ، صداي موسيقايي ناميده مي شود . چنين صدايي داراي بسامد معين ، براي نمونه 440 سيكل در ثانيه ، است.نوسان هاي يك صداي موسيقايي دقيق است و در فواصل زماني منظم ويكسان به گوش مي رسد .
از سوي ديگر سر و صداها زير و بمي معيني ندارند و از نوسان هايي نامنظم پديد مي آيند . دو صداي موسيقايي هنگامي متمايز به گوش مي رسند كه زير و بمي آن ها متفاوت باشد . تفاوت زير و بمي يا ارتفاع دو صداي موسيقايي فاصله ناميده مي شود .
زماني كه فاصله ي ميان دو صدا يك اكتاو باشد آن دو كيفيتي بسيار مشابه خواهند داشت . در اين حالت بسامد صداي زيرتر دو برابر ديگري است . به عنوان مثال اگر بسامد صداي بم تر 440 سيكل در ثانيه باشد ، بسامد صداي ديگر 880 سيكل در ثانيه خواهد بود .
هنگامي كه دو صدا با فاصله اكتاو و همزمان به صدا در آيند ، چنان در هم مي آميزند كه به نظر مي آيد در صدايي واحد ادغام مي شوند . فاصله اكـتـاو در مـوسيقي داراي اهميت است .
اين فاصله ، فاصله ميان نخستين و آخرين صداهاي موجود در گام معروف موسيقي است .
گام زير را به آرامي از چپ به راست بخوانيد :
سي دو سي لا سل فا مي ر دو
مي بينيد كه با رسيدن به نت دو بالا فاصله اكتاو را با هفت صدا كه هر كدام زير و بمي متفاوتي دارند پر كرده ايد . اين گروه هفت صدايي ، اساس موسيقي در تمدن غرب بوده است . صداهاي هفت گانه با شستي هاي سفيد پيانو نواخته مي شوند .
با گذشت زمان ، پنج صدا به هفت صداي اصلي افزوده شد اين صداها با شستي هاي سياه پيانو نواخته مي شوند . تمام صداهاي دوازده گانه مانند هفت صداي اصلي در اكتاو هاي بالاتر و پايين تر از خود مضاعف مي شوند . ( در موسيقي غير غربي اكتاو ممكن است به تعداد ديگري از صداها تقسيم شود . براي نمونه ، هفده يا بيست و دو صدا ) .
فاصله ي ميان بم ترين و زير ترين صداهايي كه يك آواز خوان يا يك ساز مي تواند اجرا كند ، وسعت صوتي يا به طور ساده وسعت ناميده مي شود . وسعت صداي كسي كه تعليم آواز نديده است به طور معمول ميان يك تا دو اكتاو و وسعت صوتي پيانو بيش از هفت اكتاو است . هنگامي كه دو آوازخوان زن و مرد يك ملودي را با هم مي خوانند ، اغلب آن را به فاصله ي يك اكتاو از هم اجرا مي كنند .
سازمان بخشيدن به صداهاي زير و بم ، نخستين كار يك آهنگساز است . آهنگساز مي تواند حس و حالتي ويژه را به كمك صداهاي بسيار زير يا بسيار بم در موسيقي اش بيآفريند .
براي مثال صداهاي بم مي توانند حزن و اندوه يك مارش عزا را فزوني بخشند و صداهاي زير يك رقص را سرزنده تركنند . اوج گيري مداوم به سمت صداهاي زير تر، اغلب بر تنش و هيجان موسيقي مي افزايد .
گر چه موسيقي متعارف و آشنا براي ما بيشتر مبتني بر صداهايي با زير و بم معين است تا صداهاي بدون زير و بم معين مانند صداي طبل بزرگ و سنج كه ايفاگر نقش مهمي در جنبه ي ريتميك موسيقي هستند . در مناطقي از آفريقا صداي طبل ها ، كه فاقد زير و بم معين است ، اهميت بسيار دارد و با پيشرفت هاي نو در موسيقي الكترونيك ، اين صداها اندك اندك در موسيقي غرب نيز نقشي بنيادي ايفا مي كنند .
ديناميك
ميزان شدت صدا در موسيقي ، ديناميك ناميده مي شود . شدت صدا بستگي كامل به دامنه ي نوساني دارد كه آن را پديد مي آورد . هر قدر سيم گيتار شديدتر نواخته شود صداي پديد آمده قوي تر خواهد بود .
هنگامي كه سازها قويتر يا ملايم تر نواخته شوند يا تعداد سازهاي هم نواز تغيير كند ، تغييري ديناميكي پديد خواهد آمد چنين تغييري ممكن است تدريجي يا ناگهاني صورت گيرد . افزايش تدريجي شدت صدا ، به ويژه هنگامي كه با افزايش ارتفاع صوت همراه باشد ، اغلب هيجان آفرين است . از سوي ديگر، كاهش تدريجي شدت شدت صدا مي تواند حسي از سكون و آرامش را به شنونده انتقال دهد .
اجرا كننده موسيقي مي تواند با اجراي قوي تر يك صدا نسبت به صداهاي مجاور، آن را مؤكد سازد . تاكيدي از اين نوع را تاكيد ديناميكي يا آكسان گويند . دگرگوني هاي ماهرانه و ظريف ديناميكي مي تواند به اجراي موسيقي روح و حالت ببخشد . اين دگرگوني ها گاه در نت نويسي قطعه معين شده اند اما اغلب چنين نيست و اجرا كننده است كه با احساسات خود در موسيقي روح مي دهد .
در 150 سال اخير، پيشرفت در ساخت سازهاي موسيقي سبب پهناور تر شدن گستره ي ديناميك در موسيقي غرب شده است . در واقع امروزه دستگاه هاي الكترونيك ، ديناميك را چنان قوي ساخته اندكه گاه آزارنده و عذاب آور است . مرسوم است كه آهنگسازان در نگارش مـوسيـقي براي نماياندن ديـناميك از اصطلاح هــا و اختصارهـاي ايـتاليايي استفاده مي كنند .
پركاربردترين اين اصطلاح ها به همراه نشانه هاي اختصاريشان در زير آمده است :
پيانيسيمو ( بسيار ملايم ) ، پيانو (ملايم ) ، متسو پيانو ( ملايم معتدل ) ، متسو فورته ( قوي معتدل ) ، فورته ( قوي ) ، فورتيسيمو ( بسيار قوي )
آهنگسازان براي مشخص كردن ديناميك هاي بسيار بسيار ملايم از نشانه هاي p ياpp و براي ديناميك هاي بسيار بسيار قوي از نشانه هاي f يا ffاستفاده مي كنند. براي نماياندن تغييري تدريجي در ديناميك ، واژه ها و نماد هاي زير به كار ميروند:
دي كرشندو ( به تدريج ملايم تر ) Decrescendo و كرشندو ( به تدريج قوي تر ) crescendo تعيين ديناميك نيز مانند بسياري ديگر از عناصر موسيقي مطلق نيست . هر صدا نسبت به صداهاي مجاورش ديناميكي ، ملايم يا قوي ، دارد . قوي ترين صداي يك ويولون تك در مقايسه با ديناميك يك اركستر كامل و حتي در برابر صداهاي تقويت شده ي موسيقي راك بسيار ضعيف است ، اما همين صدا مي تواند در چارچوب موسيقي تك سازي خود فورتيسيمو ( بسيار قوي ) باشد .
رنگ صوتي
حتي هنگامي كه ترومپت و فلوت صدايي واحد را با ديناميكي يكسان بنوازند نيز صدايشان را از هم تشخيص مي دهيم . كيفيتي كه صداي آن ها را از هم متمايز مي سازد رنگ صوتي يا تمبر (Timbre ) ناميده مي شود . رنگ صوتي با واژه هايي همچون روشن ، تيره ، درخشان ، نرم وغني توصيف مي شود .
دگرگوني رنگ صوتي نيز مانند دگرگوني ديناميك ، تنوع و تضاد مي آفريند . هنگامي كه ملودي با يك ساز و سپس با سازي ديگر نواخته مي شود ، تاثير هاي بياني متفاوتي پديد مي آورد كه به سبب رنگ صوتي ويژه ي هر كدام از آن سازهاست .
از سوي ديگر، رنگ هاي صوتي متضاد ممكن است براي برجسته نمايي يك ملودي تازه به كار گرفته شوند : پس از آن كه ويولون ها ملودي را نواختند ، ابوا ممكن است ملودي متضادي را با رنگي تازه ارائه كند.
رنگ هاي صوتي مي توانند حس پيوستگي نيز پديد آرند تشخيص يك ملودي كه گاه در قطعه شنيده مي شود هنگامي آسان تر است كه هر بار با همان ساز يا سازهاي قبلي نواخته شود .
برخي از سازها ممكن است تاثير برانگيزانندهء ملودي را شدت دهند : صداي درخشان ترومپت با نواهاي قهرماني يا نظامي مناسبت دارد و رنگ تسكين بخش صداي فلوت با حال و هواي يك ملودي آرام هم خوان است . در واقع ، آهنگسازان با در نظر داشتن رنگ صوتي سازي ويژه به خلق ملودي مي پردازند . در عمل گستره ي بيكراني از رنگ هاي صوتي در دسترس آهنگساز است .
تلفيق ساز هاي مختلف ، مانند تلفيق ويولون ، كلارينت و ترومبون به پيدايش رنگ هاي تازه اي مي انجامد كه هيچ كدام از سازها به تنهاي قادر به ايجاد آن نيستند . علاوه بر اين ، رنگ صوتي با تغيير تعداد نسبي سازها يا خط هاي آوازي اجرا كنندهء ملودي نيز دگرگون مي شود . سرانجام اينكه ، پيشرفت تكنيك هاي الكترونيك در سال هاي اخير آهنگسازان را توانا ساخته است تا رنگ هايي سراسر متفاوت با رنگ صوتي ساز هاي متداول ابداع كنند .
نوشته : راجي كيمي ين
ترجمه: نیما ساکتی
آموزش
«آموزش» با هر نوع رویکردی در تمام زمینه های علمی، فنی، ورزشی و هنری دارای سه رکن اساسی آموزنده ، آموزگار و فضای آموزشی استمجموع یا به تعبیر بهتر برآیند تاثیر و تاثّر آنها نهایتاً باید منجر به تغییر رفتار درآموزنده باشد که همانا هدف اصلی آموزش محسوب می شود . به این معنا که در مسیر و جریان آموزش با افزایش تدریجی آگاهیها، آموزنده در یک زمینه آموزشی خاص به مرور پی به اهمیت و بازدهی رفتارهايي میبرد که قبل از آموزش از آنها بیطلاع بوده است.
لذا مبادرت به انجام آنها میکند و این خود به نوعی محصول تحول و تکامل تدریجی آهنگ فکری و زاویه نگاه او به مسائل بنیادی موضوع مورد آموزش می تواند باشد.
بهعنوان مثال یک هنرجوی موسیقی قبلاً به علت عدم آگاهی از میزان تأثیرگذاری استماع مکرر موسیقی جدی و کلاسیک در نظم بخشی به ذهن و افزایش اطلاع پذیری مغز و همین طور عدم توانائی درک زیبائی های نهفته و مستتر در آن در اثر دشواریهای اولیۀ شنیدن این نوع موسیقی ها علاقه ای به شنیدن آن نشان نمی دهد . اما در جریان فرآیند آموزشی ضرورت استماع آنها را درک می کند و علاقمند به شنیدن می شود و می شنود و به این ترتیب رفتار خود را در مواجهه به آنها تغییر میدهد.
در یک آموزش روشمند و هدفمند تمرکز اصلی روی افزایش نرخ سه عامل اصلی دانش (knowledge) و بينش (attitude) و تمرین (practice) تنظیم شده است که اصطلاحاً به آن KAP rate هم گفته می شود که درصدی از نوع تربیت ناشده آن قبل از آموزش هم در آموزنده وجود دارد که در تداول عامه به آن علاقه یا استعداد گفته میشود.
از این رو مقصود نهائی آموزش فراهم و محیا ساختن شرایطی است که متدرجاً منتج به رشد کمی و کیفی این سه عامل و افزایش نرخ تعامل آنها می شود. تلاش برای ارائه بهترین راهکارها در راه دست یابی به این مهم را کارشناسان«طراحی آموزشی»می نامند و در این طرح وظایـف و دایـره اختـیارات و مــسئولـیت های هر سه رکــن اساســی آموزش(آموزنده، آموزگار و فضای آموزشی) تفکیک و تعیین میشود که سهم و نقش آنها در راستای نیل به هدف آموزش مبتنی بر ماهیت “رشته” مورد آموزش تعریف میشود.
تفاوت در عمل کرد ارکان اصلی آموزش همان وجه تمایز آموزش در رشته و زمینه های گوناگون و بویژه رشته های علمی و مهندسی با رشته های علوم انسانی بالاخص هنری است.
میدانیم که به مجموعه منظم دانش بشری که حاصل تجربه باشد «علم»گفته می شود و در یک فرآیند علمی رابطه بین دو متغیر که از دل پدیده های طبیعی استخراج گشته ، کشف شده و از طریق یک فر ضیه تبیین می شود و وقتی صحت یک فرضیه با انجام آزمایشات تکرار شدنی تایید شد، تبدیل به قانون می شود و به مجموعه دانش بشری اضافه میشود.
لذا ماهیت این سنخ دانستنیها طبیعی (Natural) و البته مطلق (absolute) می باشد. به این ترتیب رسالت اصلی آموزش در زمینه های علمی تنها انتقال دقیق و بدون تغییر ” دانش” است.
بنابراین براساس یک طرح آموزشی نسبتاً یکسان و مشابهی که در تمام دنیا وجود دارد؛ در یک فضای آموزشی مناسب آموزگار ( مدرس) بعنوان دانای مطلق در جلوی کلاس ایستاده و آنچه را که خود قبلاً آموخته است بدون هیچ تغییری به آموزندگان ( دانشجویان ) منتقل می سازد و دانشجویان با تکرار و تجربه عملی آن در لابراتوارها و آزمایشگاهها برای درک و یادگیری کامل تر به تمرین می پردازند. مبرهن است در چنین آموزشی دانش نسبت به دو عامل دیگر( بینش و تمرین) اهمیت بیشتری دارد و همین طور نقش آموزگار نسبت به دو رکن دیگر (آموزنده و فضای آموزش).
امّا مقولۀ «آموزش» در رشته های هنری داستان متفاوتی دارد. اگر چه مشابهتی هائی هم با آموزش های صرفاً علمی دارد امّا نه به آن میزان که در مورد آن از همان الگوهای آموزش های علمی استفاده شود.
حال آنکه در هنر نیز بخش هائی از دانش که از طبیعت بر گرفته شده اند طبیعی و گاهی حتی مطلق هستند، مانند لحاظ کردن طبیعت گوش انسان و مکانیزم دستگاه شنیداری در مدون ساختن مبانی اولیه موسیقی و حتی اصول ها رمونی و کنترپوئن در آهنگسازی. امّا بخش عمده دانش در هنر رابطه تنگاتنگی با فرهنگ، زبان، تاریخ، اجتماع، اقلیم و حتی جبر زمــان (سـیاست) دارد کــه هـمۀ ایـن عـوامل نـسبی (proportional) و غیـر مطلق (un certainal) هستند و همین امر مسئله آموزش در هنر را از علوم و فنون دیگر متمایز می گرداند. فرآیند آموزش هنری و قتی پیچیده تر می شود که پای مفهوم تعریف ناپذیر و چهار چوب ناپذیری دیگری مانند « زیبائی» و در مقابل آن زشتی هم به میان می آید. به این معنا که اساساً زیبائی باید بتواند بیشترین تحریک با کمترین خستگی را در انسان و بطور کلی مخاطب خود ایجاد نماید و این عمل کرد با توجه به تنوع و گستردگی سلیقه ها و عواطف و احساسات انسهانهای اقوام وملل گوناگون ماهیت آن را تا حد انتزاع نسبی کرده است.
وقتی تراوشات و تخیلات ذهنی و فکری تولید کنندگان آثار هنری را هم به این معادلات می افزائیم آموزش هنر را باز هم ظریف تر و پیچیده تر می نماید. گذشته از آن که اغلب کارشناسان نو آوری (innovation) و پیرو آن خلاقیت ها (creativity) را که در رأس هرم هنر قرار دارد غالباً غیر قابل آموزش قلمداد می کنند.
حال سوال بنیادی این است که آیا اساساً زیبائی (beauty) و یا به تغییر درست توان تشخیص آن از زشتی (ugliness) را که ملاک و زیر بنای تحریک پذیری و لذت در مخاطب و تولید اثر هنری بوسیله هنرمند است را می توان آموزش داد؟ جواب بلی است یا بهتر بگوئیم باید بلی باشد چرا که جواب خیر کتمان حقیقت زیبائی و سرشت زیبائی دوستی انسان و تربیت و شکوفائی هنرمندان بزرگ جهان است. بنابراین نکته اصلی در چگونگی این امر (آموزش) نهفته است.
روند آموزش در هنر مبتنی بر تجربه ، کشف و خلق می باشد به این معنا که هنرجو در گامهای نخستین باید بصورت مستمر و مکرر به مواجهه با هنر و در واقع آثار هنری بپردازد و به مرور مبادرت به تجربه و تقلید نماید مثلا هنر جوی موسیقی که برای خود هدف نهائی موسیقیدان شدن را ترسیم کرده است باید به استماع و مطالعه مستمر و مکرر آثار شنیداری و نوشتاری موسیقیای ترجیحاً در یک زمینه مشخص و از پیش تعیین شده که غالباً مورد علاقه خود او هم است، بپردازد و همزمان با اجرای آن ها به تقلید و تجربه برای درک عمیق تر اشتغال ورزد.
پس نقش ارکان اصلی آموزش (هنرجو، استاد، فضا) در این مرحله می تواند به ترتیب علاقه و انگیزش بیشتر، راهنمائی درست و فراهم ساختن زمینه و امکانات باشد. بنابراین هنرجوی خوب کسی است که علاقه بسیار زیادی به یک رشته هنری داشته باشد ناگفته نماند که استعداد نیز به نوعی هم زیربنای علاقه و هم میوه و محصول آن است و مدرس خوب کسی است که یک راهنمای متعهد و خوب و فانوس راه هنرجو در مسیر حصول کشف و تشخیص باشد.
از آنجائیکه تشخیص و نهایت کشف رمز زیبائی آمدنیست و نه آموختنی لذا مدرس تنها می تواند و باید توجه هنرجو را به موضوعات و لایه های دورنیتر دانستیهای هنری معطوف ساخته و نگاه او را در زاویه درست که همانا زاویه حقیقت است هدایت نماید تا او را در «و» به کوتاهترین و بهترین مسیر حصول بینش و پیرو آن شناخت هنری راهنمائی کند.
روشن است فضای آموزشی در این میان با فراهم ساختن شرایط، نقش تسهیل کننده و تسریع کننده خواهد داشت به گونه ای موجب افزایش بازدهی تلاش و اهتمام هنرجو در مسیر طولانی آموزش بشود. لذا دانشگاه هم که مهمترین و معتبرترین جایگاه را در آموزش هنر به خود اختصاص داده است تنها یک مرحله کوتاه اما مهم در مسیر آموزش خواهد بود.
مهم از این حیث که حصول بیش صحیح هنری مستلزم برخورد و مباحثه و استماع مکرر و مستمر نظر صاحبان نظر و اساتید و حتی هم دانشجوئی ها و پیرو آن تفکر و تمرین پیرامون انباشته های ورودی ذهن است و غالبا چنین محیطی در دانشگاه محیا می شود . امّا شایسته توجه است که دانشگاه هنرمند نمی سازد بلکه یک خوان مهم و گدار در این مسیر طولانی محسوب می شود.
با نگاه اجمالی و آماری در سرانجام کار فارغ التحصیلان دانشگاهها و موسسهها و آکادمی های هنری وحتی کسانی که مسیر آموزش های هنری را به طرق دیگری پیموده اند می توان با کمی تامل دریافت که کسب دانش و تمرین فراوان گرچه شرط لازم برای احراز مقام و شأن هنرمندی است امّا کافی نیست و این بینش و شناخت است که موجب استحاله هنری شده و هنرجو را مبدل به هنرمند می سازد.
نابراین در آموزش های هنری نقش “بینش” به مراتب بیش از دو عامل دانش و تمرین حائز اهمیت است که متاسفانه در طراحی های آموزشی در رشته های هنری کمتر از دو عامل دیگر به آن توجه می شود . همین امر از طرفی نقش خود هنرجو را در میان دو رکن دیگر آموزش یعنی آموزگار و فضای آموزشی برجسته تر می نماید و مدرس در این میان تنها نقش را هنمائی کننده را خواهد داشت چرا که در غیر اینصورت شاگردان نسخۀ تقلیدی ودسته دومی از استاد خود خواهند بود.
شایان تذکر است که در تسطیر این سطور نگارنده تنها مقوله “آموزش” را مورد تمرکز و توجه قرار داده و به قدر وسع به توضیح فرآیند تشریک مساعی عواملی اهتمام ورزیده است که به زعم او در موفقیت یک آموزش با برنامه و حساب شده تاثیر گذار خواهند بود لذا آمیختن موضوعات و عوامل دخیل در بحث تولید و خلق آثار هنری ذهن خواننده را از موضوع اصلی که همانا تنها پرداختن به وجه تمایز آموزش های هنری و علمی بویژه از نوع دانشگاهی و آکادمیک آن است؛ منفک خواهد ساخت.
در پایان از تفاسیر و توضیحات مطروحه چنین بر می آید که آموزش در رشته های هنری بیشتر جنبه پرورشی دارد و شرط اول بروز ذاتی استعداد و علاقه از جنس عشق در وجود خود هنرجو خواهد بود لذا در گزینش هنرجویان اهمیت دقّت نظر در قابلیت های بالقوه آنها کمتر از توانایتهای فعلی آنها نیست و در ادامه راهنمائی درست و صحیح آنها در حصول یک بینش راستین هنری و سرانجام دعوت و کمک آنها برای تمرین درست و زیاد .
اینها همه «بایدهای» آموزش هنری است امّا نباید هائی هم در این میان وجود دارند که مهمترین آنها پرهیز از جهت دادن جبری افکار و ذهنیات هنرجو است. چرا که هنرناب از سینه و ذهن هنرمند ناب می تراود و البته پیش فرض هر نوع آموزش هنری تربیت هنرمند می باشد، «نه» تنها اجرای فنون و تکنیک های هنری. به عبارت واضح تر در هر اثر هنری هم محتوا مهم است و هم فرم. یعنی هنرمند چیزی برای گفتن (محتوا object) در ذهن و سینه خود دارد و فرآیند آموزش چگونه گفتن (فرم form) آنرا به او می آموزد.

شهرداد روحانی رهبر ارکستر گروه یانی
شهرداد روحانیبه سال 1318 در شهر پر طراوت و سر سبز رشت، عروس شهرهاي استا گيلان ديده به جهان گشود. پدرش رضا روحاني مهندس کشاورزي، در استان گيلان بود که در کار نواختن ويلون و سرودن شعر نيز تجربيات زيادي داشت. او از لحظه تولّد «انوش»، وي را تحت مراقبت خود قرار داد و هر وقت که ساز را به دست مي گرفت آهنگ ملايم و مشهور «لالايي» را براي او در کنار گهواره اش مي نواخت و در واقع مي توان گفت که روحاني از زمان شيرخوارگي گوشش با نواي موسيقي آشنا مي شود.مهندس روحاني، براي فرزندان ديگر خود، به نامهاي: اردشير، شهداد، شهريار روحاني نيز علاوه بر اين که پدري مهربان و دلسوز، معلّمي سخت گير نيز بود به طوري که زحماتش به ثمر رسيد و اين فرزندانش نيز هر کدام در موسيقي پيشرفت شايان توجهي نموده اند، اردشير معلم پيانو است که يکي از آهنگهايش آرم برنامه سلام صبح به خير راديو مي باشد. شهداد آهنگساز و رهبر ارکستر سمفونيک يکي از کشورهاي خارج مي باشد. و بيشتر آهنگهاي «انوش» را وي تنظيم کرده است و شهريار روحاني که فرغ التحصيل مدرسه موسيقي «وين» مي باشد و يکي از چهره هاي خوب موسيقي نوين ايران مي باشد. پس از دو سال که مدّت مأموريت پدر «انوش» به پايان مي رسد به اتفاق خانواده به تهران مي آيد و در سه سالگي به جاي اسباب بازي، يک ارگِ بادي دستي براي او خريد و او که در آن هنگام بيش از سه سال نداشت سرگرم نواختن ساز مي شود. سپس با راهنمايي پدر، و تداوم در راه فراگيري موسيقي آن قدر پيشرفت مي کند که در سن شش سالگي در «جامعه باربد» که به سرپرستي شادروان اسماعيل مهرتاش اداره مي شد، برنامه هايي اجرا مي کند که مورد لطف و تشويق اين استاد عاليقدر و مدعوين قرار مي گيرد. انوشيروان روحاني، در سن 7 سالگي با راهنمايي هاي پدر، با خط «نت» آشنا مي شود و در همين اوقات وارد هنرستان موسيقي شده و جواد معروفي استاد پيانوي ايران، تعليم وي را بر عهده مي گيرد. انوشيروان از اين تاريخ به بعد مدارج ترقي را به سرعت طي نموده و با آشنايي که پدر وي با اقاي عباش شاپوري داشت به راديو راه يافت و در ارکستر شاپوري برنامه هايي اجرا مي کند. در اولين جلسه اي که «انوش کوچولو» را جهت اجراي برنامه به راديو مي برند به علت کوچکي و کوتاهي قد و قامتش، آقاي صبحي مهتدي ايشان را به روي صندلي گذاشته تا سازش به ميکروفن نزديک شود. انوشيروان روحاني از سن يازده سالگي عضو روز مزد راديو مي شود و در سن هجده سالگي در کنسرواتور پاريس مشغول تحصيل و از اين مرکز فارغ التحصيل مي گردد و اولين آهنگي که مي سازد و در راديو اجرا مي شود «اسرار ساز» نام داشت که پوران مي خواند. انوشيروان روحاني بيش از 25 سال نداشت که عضو شوراي موسيقي راديو مي شود و تا آخرين سالي که در آن سازمان فعاليت داشت، ايت سمت را عهده دار بود. وي از اولين برنامه «گلها» با اين برنامه همکاري فراوان داشت و رهبري ارکستر شماره 8 به عهده ايشان بود. شهرداد روحانی يکي از آهنگسازان خوب معاصر است که بيش از دويست آهنگ متنوع و جالب ساخت که اکثر آنها از معروف ترين آهنگ هاي زمان خود بود. روحاني در آهنگسازي ويژه فيلم و سينما نيز داراي آثار معروف و ارزنده اي مي باشد. اولين بار در سال 1346 توسط وي «ارگ» به ايران مي ايد و شناسانده مي شود. از ميان آهنگ هاي ايشان مردم بيشتر به آهنگ «سلطان قلبها» و «گل سنگ» و «تولدت مبارک» علاقمندند... روحاني کنسرتهاي فراواني به نفع موسسات خيريه و فرهنگي : بيمارستان هاي معلولين، مسلولين و انجمن هاي خيريه تهران و شهرستانها به پا کرد و براي شناساندن موسيقي اصيل و ملي ايران مسافرت هاي متعددي به کشورهاي : آلمان، فرانسه، انگلستان، ژاپن، آمريکا، تايلند، هند، اتريش، افغانستان، و لبنان در چهارچوب مسايل فرهنگي، هنري نموده و خدمات وي به موسيقي کشور قابل تقدير است.» :(مردان موسيقي سنتي و نوين ايران، ج1، حبيب اله نصيري فر، انتشارات راد، تهران، چاپ 4، 1370، صص 141- 139 ). «چند سال پيش انوشيروان روحاني دوست هنرمند من که شعر نخستين آهنگش را بعد از فارغ التحصيلي از مدرسه موسيقي ملي ساخته ام و به نام پرستو معروف است، به افتخار استاد نقشينه، تقي روحاني، من(نواب صفا) ومحمد ميرنقيبي در منزل برادرش ارذشير روحاني که امروز شهرت زيادي به هم زده است بر پا ساخت. انوشيروان روحاني فرزند آقاي مهندس رضا روحاني است که خود مردي موسيقي دان بود. در اثر تشويق و تربيت پدر به مدرسه عالي موسيقي راه يافت و رشته پيانو را زير نظر استاد فقيد جواد معروفي به پايان رسانيد. انوشيروان روحاني از بهترين شاگردان استاد محسوب مي شود و از سال 1338 تا زماني که من در تهران بودم اشعار متعددي بر روي آهنگ هاي او ساختم. آخرين شعر من بر روي آهنگِ همايون از ساخته هاي اوست که به شب جاويدان (سکوت جاويدان) معروف است و توسط خانم مهستي اجرا گرديده است.» : (قصه شمع – خاطرات هنري نواب صفا، نشر البرز، ص 588). « در سال 1347 اين آهنگ به وسيله ارگ خود انوشيروان با خوانندگي مهستي اجرا شد و يکي از کارهاي مورد علاقه من است.»:(همان، ص589). « يکي ديگر از آثار مشترک ما «روز بي فردا» نام دارد که آن را در دماوند به پايان رسانيده ايم و در آن سال روحاني از همسر خود خانم گيتي که تازه با او ازدواج کرده بود، داراي نخستين دخترش به نام ندا شد... به نظر من انوشيروان يکي از پاکترين و فعالترين هنرمنداني است که در طي همکاري خود با موسيقي دانان معاصر ديده ام.» :(همان، صص589- 590). استاد روحاني در سالهاي اخير در خارج از ايران اقامت دارند و به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر با ارکسترهاي معروف جهان همکاري نزديک دارند، که اين امر نشان دهنده تسط ايشان بر سبکهاي جهاني موسيقي از جمله موسيقي کلاسيک دارد. از آخرين آثار استاد روحاني مي توان به آهنگ Maybe I Maybe You از آلبوم Unbreakable گروه Scorpios اشاره کرد که حاصل همکاري استاد روحاني با اين گروه در اواخر سال 2003 مي باشد. پانزدهم نوامبر 2004 آلبوم جديد "اسكورپيونز"( SCORPIONS )با آهنگسازي" انوشيروان روحاني" توسط يك شركت فرانسوي روانه بازار شد. قطعه( MAY BE I MAY BE YOU ) در سال 2003 در آخرين اجراي اين گروه معروف در "راك هال" (ROCK HALL) در آلمان اجرا شد، كه باعث شد اين گروه علاوه بر اين قطعه، دو قطعه ديگر را در آلبوم جديد خود از "روحاني" خواستار باشند. نكته جالب توجه در اين قطعه استفاده از تم هاي ايراني است كه در حال حاضر درجدول تاپ تونتي (TOP 12) در رده نهم قطعات موسيقي دنيا قرار گرفته است. لازم به ذكر است حضور " انوشيروان روحاني" در آلمان و اجراهاي متعدد وي در فرانسه و آلمان و آمريكا باعث شده است، نگاه موزيسين هاي بزرگ دنيا به موسيقي ايراني و ملودي هاي وي جلب شود. قابل توجه است که سبک کار اين گروه Alternative Rock (که بين Soft Rock و Metal Rock متغير است) مي باشد، سبکي که مطمعنآ براي آهنگسازي بايد تسط زيادي روي اصول کار داشت، که استاد روحاني به خوبي از عهده آن بر آمده اند و به جرأت مي توان گفت آهنگ استاد روحاني زيباترين آهنگ اين آلبوم مي باشد. و نکته آخر اينکه بايد دست پنجه چنين استادي را بوسيد کسي که نه تنها اهل فن است بلکه علم موسيقي روز دنيا را مي داند و از سنتي گرفته تا کلاسيک و Rock حرف براي گفتن دارد. و جاي بسي تأسف که بايد چنين مرداني در عرصه موسيقي داشته باشيم امّا مشکل عدم خلاقيت و افول در موسيقي ايراني مطرح باشد. و اين گناه کساني است که بايد زمينه فعاليت اساتيد طراز اول ايراني را در داخل کشور فراهم کنند نه اينکه ما در آلبوم گروههاي خارجي به دنبال نام اساتيد ايراني باشيم. و از طرفي برخي اساتيد داخلي که غير از خود کسي را قبول ندارند و وسعت فکرشان از دسته سازشان فراتر نمي رود و کساني که هنوز سر مکتب اصفهان و تهران دعوا دارند بايد کمي به اطراف نگاه کنند و ببيند که در موسيقي دنيا در چه جايگاهي قرار داريم.
شايعترين نوع بيماري زوال عقل در بزرگسالان، بيماري آلزايمر است. از آنجا كه متوسط طول عمر افراد در سراسر جهان بيشتر شده است، موارد اين بيماري نيز بيشتر به چشم ميخورد و افراد مسن هر روز بيش از پيش به درمانهاي ويژهاي نياز دارند كه موسيقيدرماني يكي از آنهاست.
مطالعات بيشماري كه دربارة تأثير موسيقي بر آلزايمر انجام پذيرفتهاند نشان ميدهد كه با موسيقي ميتوان مهارتهاي زباني را كه در اين بيماران بهشدّت كاهش پيدا ميكنند، ارتقا داد. اشكال زباني در بيماران مبتلا به آلزايمر معمولاً در تطابق نام با چهرة فرد، نمود پيدا ميكند.
در اين مطالعات، نكته جالبي به چشم ميخورد و آنهم اينكه وقتي نام و چهره افراد، در كنار هم و به صورت آواز تكرار ميشوند و بهخصوص با حركات ريتميك همراه ميگردند، در ذهن فرد بيمار حفظ ميشوند، درحاليكه تكرار و بازخواني، چنين تأثيري را به همراه ندارد. ترانههايي كه در دوره كودكي يا جواني فرد توسط او خوانده ميشدند، در اين مسئله تأثير بيشتري دارند.
حركات موزون اگر با تكرار كلمات فراوان همراه نباشد، بسيار موفقيتآميز خواهد بود.
در هنگام خواندن ترانه يا انجام حركات موزون، بايد حتيالامكان از كلمات تكهجايي يا نهايتاً دو سه هجايي استفاده كرد. ريتم آرام و ملايم، هنگامي كه ترانهاي خوانده ميشود و يا سازي اين حركات را همراهي ميكند، تأثير بيشتري دارد.
با پيشرفت بيماري، فرد مبتلا بهتدريج تمايل خود را براي شركت در اينگونه فعاليتها از دست ميدهد. فعاليتهاي ريتميك اگر با ساز همراه باشند بيشتر از تقليد از يك حركت يا الگوي خاص، تأثير دارند. تكرار كلمات و نغمهها، بر مهارت كلامي بيمار ميافزايد و روند كاهش قواي ذهني و حافظة او را كُند ميسازد.
موسيقيدرماني در بيماري آلزايمر، عمدتاً با توجه به رفتارهاي فرد برنامهريزي ميشود.
موسيقيدرماني عمدتاً براي افرادي كه در آنها نشانههاي اوتيم (درخودماندگي)، بيماري رواني و اختلالات رشد، ديده ميشوند، مناسب است. افراد مبتلا به بيماري زوال عقل، اين ظرفيت را ندارند. آنها نميتوانند رفتار خود را براي مدتي طولاني عوض كنند. در مورد اين بيماران، درمانگر ناچار است آنقدر انعطاف به خرج دهد كه بيمار مهار كارش را به دست او بسپارد.
گاهي اوقات، سكوت بهترين درمان براي بيماران مبتلا به آلزايمر است، زيرا بيش از حد لزوم با انواع موسيقي، تحريك شدهاند. مهمترين اصل در درمان بيماران مبتلا به آلزايمر يا انواع ديگر بيماري زوال عقل اين است كه هرگز اين نكته را از ياد نبريم كه آنها هنوز انسان هستند.
موسيقيدرماني حتي هنگامي كه بيمار مبتلا به آلزايمر در مقابل ساير درمانها مقاومت به خرج ميدهد، چارهساز است، زيرا موسيقي نوعي تحريك حسي است كه موجب واكنشي مبتني بر آشنايي، قابليت پيشبيني و احساس اطمينان خاطر ميشود.
كار يك موسيقيدرمانگر چيست؟
موسيقيدرمانگر پس از آنكه تواناييها و نياز هريك از بيماران را ارزيابي كرد، درماني را با اهداف شخصي طراحي ميكند. موسيق يدرمانگرها، هم از راهكارهاي مبتني بر كلام استفاده ميكنند و هم به درمانهاي مبتني
بر نواختن ساز، ميپردازند. هدف آنها در هر دو مورد، تسهيل تغييراتي است كه به كيفيت زندگي منجر ميشود. آنها گاهي همراه بيماران خود، قطعاتي را به صورت بداهه ميسازند و يا گروهي را كه مشغول نواختن ساز هستند، همراهي ميكنند، براي نوازندگان راهنما دستورالعمل تهيه ميكنند، فعاليتهاي موسيقايي و حركات موزون را هدايت ميكنند و يا فرصتهاي مناسب براي گوش دادن به موسيقي را براي بيماران فراهم ميآورند. موسيقيدرمانگرها معمولاً عضو تيمهاي مراقبت بهداشتي داخل مجموعههاي پزشكي هستند و برنامههاي ويژهاي را براي افرادي با نيازهاي مستمر تدارك ميبينند كه از ساعات فراغت آنها آغاز ميشود و تمام برنامههاي روزانه آنها را تشكيل ميدهد.
موسيقيدرمانگرها خدمات و مهارتهاي خود را در خانههاي سالمندان، مراكز مراقبت از ميانسالان، بيمارستانهاي بازپروري، اقامتگاههاي افراد و بيماران خاص، بيمارستانها، مراكز روزانه مراقبت از بزرگسالان، مراكز درمانهاي رواني و ساير مكانهاي مربوط ارائه ميكنند.
بعضي از آژانسهاي خدماتي نيز براي كار با بيماران و افرادي كه در خانه تحت مراقبت هستند، از موسيقيدرمانگرها استفاده ميكنند. بعضي از موسيقيدرمانگرها هم براي خود كار ميكنند و هروقت افراد و گروههاي موسيقيدرماني به خدمات آنها نياز داشته باشند، بر اساس قرارداد با آنها همكاري ميكنند.
هنگامي كه موسيقيدرمانگر با يك فرد يا گروه كار ميكند، ممكن است در كوتاهمدت واكنش مناسب از بيمار دريافت كند و يا ناچار باشد مدتي صبر كند تا نتيجه كارش را ببيند.
موسيقيدرماني، فرصتهاي زير را براي بيمار مبتلا به آلزايمر فراهم ميآورد:
به او كمك ميكند تا حافظهاش را به دست آورد و از زندگي خود رضايت پيدا كند.
تغييرات مثبتي در روحيه و عواطف و احساسات او پديد ميآيد.
احساس كنترل بر زندگي از طريق تجربههاي موفقيتآميز.
آگاهي از خود و از محيط كه در پي افزايش توجه به موسيقي پيش ميآيد.
كاهش نگراني و اضطراب در سالمندان و مراقبان آنها.
استفاده از شيوهاي غيردارويي براي كاهش درد و ناراحتي.
ايجاد انگيزش در فرد، زماني كه هيچ شيوه ديگري تأثير ندارد.
فعاليتهاي ريتميك و مستمر در حركات موزون يا فصاحت بيان در جهت بازسازي هماهنگيهاي جسمي.
آشنايي و صميميت عاطفي به هنگامي كه همسر و خانواده در تجربههاي موسيقايي خلاّق در كنار بيمار به فعاليت ميپردازند.
تعامل اجتماعي با مراقبان و خانوادهها.
موسيقيدرماني چگونه ميتواند به خانوادهها كمك كند؟
تعيين چهارچوبي منطقي براي كسب تجربه و لذت به عنوان زوج يا خانواده.
صرف وقت معنادار در كنار يكديگر به شيوهاي مثبت و خلاّقانه.
استراحت و آرامش براي تمام اعضاي خانواده.
انگيزش براي تقويت پيوندهاي خانوادگي.
احساس اتحاد و آشنايي براي اعضاي خانواده از طريق تعامل كلامي يا غيركلامي.
ايجاد محيطي امن و آرام براي مراقبان بيماران.
فايده موسيقيدرماني در مورد يك بيمار مبتلا به آلزايمر چيست؟
زن مردي كه مبتلا به آلزايمر شديد بود، ميگفت: «هنگامي كه يك موسيقيدرمان از من خواست كه براي شوهرم آواز بخوانم، ابتدا بسيار حيرت كردم. شوهر من سالها بود كه از بيماري آلزايمر رنج ميبرد و وقتي برايش آواز خواندم، جوري كه انگار مرا شناخت، نگاهم كرد. در آخرين روز زندگياش هم وقتي ترانهاي قديمي و خاطرهانگيز را برايش خواندم، چشمهايش را باز كرد و به من لبخند زد.
من ساليان سال بود كه چنين گنجينهاي را در اختيار داشتم و نميدانستم چگونه ميتوانم از موسيقي براي ايجاد ارتباط با شوهرم استفاده كنم. لبخندي كه او در آخرين لحظه حيات به من زد، چيزي است كه تا آخر عمرم فراموش نخواهم كرد. حس ميكنم ميتوانستم بارها اين لبخند را ببينم و خود را محروم كردم. اين، موسيقيدرماني بود كه چنين خاطره زيبايي را به من داد.»
دكتر اوليور ساكس در مقابل كميسيون پزشكي مجلس سنا كه درباره وضعيت جسمي و رواني سالمندان تشكيل جلسه داده بود، گفت: «براي هميشه با موسيقي، جوان بمانيد و همراه موسيقي، سالمندي را دلپذير و كارآمد سازيد.»
تأثير موسيقي بر بيماريهاي جسمي و رواني، حيرتانگيز است. بارها ديده شده است كسي كه در اثر بيماري پاركينسون نميتواند راه برود، با شنيدن يك موسيقي ملايم ريتميك، قادر است حركات موزون انجام دهد و بسيار بيماراني بودهاند كه نميتوانستند حرف بزنند، ولي با شنيدن يك ترانه قديمي و لالايي دوران كودكي خود، آواز خواندهاند. به اعتقاد دكتر اوليور ساكس، وجود و حضور موسيقيدرمانگرها و گسترش اين رشته تحصيلي، در جهاني كه بيماريهايي چون آلزايمر، پاركينسون، روانپريشي و انواع امراض جسمي و رواني شايع هستند از ضرورتهاي اساسي است.
آيا تحقيقات نشان ميدهند كه موسيقي در درمان آلزايمر، مؤثر است؟
در تحقيقاتي كه توسط نشريات پزشكي، مراكز تحقيقاتي و مراكز پرورش موسيقيدرمانگرها انجام پذيرفتهاند، اين نكات بهوضوح به چشم ميخورند:
موسيقيدرماني بهطور مشخص از ميزان افسردگي سالمندان ميكاهد.
از موسيقي ميتوان در جهت تقويت مهارتهاي حسي، عاطفي و اجتماعي و نيز بهبود مهارتهاي زباني و كاهش مشكلات رفتاري بهره گرفت.
موسيقي قادر است تواناييهاي فطري و ذاتي را در بيماران مبتلا به آلزايمر، تقويت و بازيابي كند.
موسيقي موجب كاهش رفتارهاي پرخاشگرانه در افراد مبتلا به آلزايمر و بيماريهاي تحت عنوان زوال عقل ميشود.
افرادي كه در مراحل آخر بيماريهاي زوال عقل، از جمله آلزايمر، بودهاند، با موسيقي ارتباط برقرار كرده و وضعيت جسمي و روانيشان به شكل آشكاري بهبود يافته است.
منبع:مجله هنری رشد




